گناه ما چیست که ما را بحال خودمان رها نموده ای؟

جناب سیدحسن می گفت وقتی عده ای از-  مثلا - لباس شخصیها به جماران آمدند من درمنزل ایستاده بودم. و فحشهای بسیار رکیکشان رابه آقای هاشمی می شنیدم. به گوش خود شنیدم آنها درکمال...به آقای هاشمی خطاب می کردند که میدانی همسرت...

آقای مجیدانصاری هم می گفت پس ازختم جلسه مجمع دو برادرلاریجانی- علی وصادق را - به کناری کشیده و با ذکر صحنه هایی که خود شاهد آنهابودم گفتم من شاهد فححشهایی که آن روز درجلوی منزل هاشمی به خانواده اش می دادند بودم. بعدمثالی زدم وگفتم اگر شما شنیده باشید درهمسایگی شما رفتگری زندگی میکند وعده ای بیایند وبدترین فحشهای ناموسی را جلوی چشم همه به اوبدهند چه عکس العملی از خودنشان می دهید؟ وچه اقدامی می کنید؟ حالا فرض کنید این فرد که آنهمه به اوفحش رکیک جلوی همه داده اندهاشمی رییس مجمع ورییس مجلس خبرگان ومعتمدامام نیست.

کس دیگری برایم تعریف می کرد که درجلسه ای درمسجد ارک که دوستان حزب الله! درآنجا تشکیل جلسه می دهد وقتی بحث درباره عکسهای دختر متاهل جناب مهندس موسوی مطرح شد ومن از یکی از این برادران! حزب الله پرسیدم ماجرای این عکسهاچیه؟ با صدای بلند وبدون توجه به حرمت خانه خدا داد زد : ...

من نمی دانم اینهایی که این همه ادعای دینداری و ولایتمداری دارند چرا به تعبیر سیدالشهداء(ع) لااقل آزاده نیستند.

گیرم اینها با هاشمی دشمن خونی اند، به همسر محترمه او چکار دارند؟ به شهادت تمام مقاتل، اهل کوفه که فاجعه کربلا را آفریدند تا امام زنده بود اهانتی به خانواده وحرم او نکردند اینها دیگر تولیدات کدام مذهب ومکتب هستند که از سپاه کوفه بدترمی کنند؟

سپاه کوفه در جماران چه می کند؟!

آیا کسی که ذره ای مردانگی وغیرت دینی داشته باشد نباید ازشنیدن این گونه خبرها ازغصه دق کند وبمیرد؟

 خوشا به حال شهدا که رفتند تا این روزهای سخت تر از مرگ را برای دوستداران انقلاب ندیدند.

این روزها به بعضی که از سر دلسوزی یا ..مرا نصیحت می کنند که تند نروم می گویم احساس می کنم قلمی که دردست من است امانتی است که شهدا و بویژه دانشجوی شهید عظیم اسدی مشکال که درکنارمن درصبح سرد 9 فروردین سال 1357 در شهربانی دزفول در اثر شکنجه هایی که به ما دادند - وبه اوبیشترازما -  به شهادت رسید به من سپرده اند.براین اساس، این نوشتنها حداقل کاری است که از من وامثال من برمی آید تا جلوی اتفاقی را که دارد می افتد - ومتاسفانه مثل اینکه از آن گریزی نیست -بگیریم والا من نیز رسم عافیت می دانم.

راست گفت آنکه گفت اگر خدا را از جامعه وطبیعت وهستی برداری دیگر انجام هرکاری جایز است.

آیا ایمان بخدا به این زودی از بعضیها که داعیه اصولگرایی وولایتمداری دارند  رخت بربسته است؟

خدایا جرم ما چیست که  دشمن همدیگر شده ایم؟ گناه ما چیست که ما را بحال خودمان رها  نموده ای؟

 خدایاُ ما همدیگر رانمی بخشیم اما از تو می خواهیم بر ما ببخشی و...

/ 7 نظر / 15 بازدید
اصغری

باسلام واحترام وچندنکته:جناب آقای رجایی به حق گفته اندکه حتی به یک رفتگرهم دین مبین اسلام اجازه هتک نمی دهد که اصلا مقام ورتبه اهمیتی نداردوباتقواترین ها عزیزکرده های خدایندوبس! اما و اما!چرا تصویرهایی که ازجریان مخالف (مخالف آقایانی چون رجایی، انصاری، هاشمی ،خاتمی ،کروبی ،موسوی و...)ارائه می شود فقط کسانی را شامل می شود که نه منطقی درکلام دارندونه ازرحمانیت الهی بویی برده اند هرچند نامشان وگروهشان منتسب به ولایت وانقلاب وارزشها باشد؟!آیا انصاف ووجدان نخفته ایجاب نمی کند تناظر درست بین افراد ودیدگاههایشان برقرارکنیم؟این چه شیوه ایست که برای اثبات حقانیت خود(این خود میتواندمنافع شخصی یاعلقه های عاطفی،حزبی،خانوادگی ویاحتی درخوشبینانه ترین وضعیت علقه های دینی راشامل شود)تمام همت خودرا مصروف آن می کنیم که طرف مقابل رابدترین ،خبیث ترین وبی منطقترین آدمها معرفی کنیم؟!تناظر درست یعنی مواضع افراد مشابه درپایه علمی ومنطقی راباهم مقایسه کنیم و داوری این را که کدامیک درست تر می گویندبه مبانی واهدافی ارجاع دهیم که قبلا دوطرف تکلیفشان باآن مبانی واهداف (وبلکه روشها)روشن است.به نظرم ،منطقی ومنصفانه تراست که فحاشی های

اصغری

دوطرف ماجرا باهم سنجیده شودومواضع مستدل وبدون هتک حرمتهای دوطرف هم باهم .البته اگر هدف ،نیکخواهی باشدوحقجویی،وگرنه نفس باما بازیها دارد وکارمان حالاحالاها گیر است!به امیدعاقبت بخیری همگی مان.التماس دعاوپوزش ازاطاله کلام.

محمد رضا

بسم الله الرحمن الرحیم باید بیش از انجه که نسبت به اعمال خلاف شرع و قانون دیگران حساسیم به خود حساس باشیم. آیا اینگونه است؟ آیا نسبت به رفتار و گفتار جناح خودمان همانقدر حساسیم که به رفتار و گفتار دیگران؟ اگر ما به صورت پیش فرض خود را بر حق بدانیم،از خود غافل شده و بیشتر از خودمان به خلاف های دیگران خواهیم پرداخت. برماست که از خودسانسوری ناخواسته-که اپیدمی شده-در حد توان پرهیزکنیم.ان شاءالله البته منظورم تقلیل و تخفیف خلاف دیگران نیست.

م.ن

پیام صریح رهبر انقلاب در دیدار اعضاي مجلس خبرگان: هرگونه هتك حرمت و رفتار غير اخلاقي خلاف شرع و عقل است!

1-چندین دلیل در این مطلب وجود دارد که نشان میدهد زاویۀ نگاه نویسنده را برخی رفقاء باید در ملاحظاتشان داشته باشند:صبغۀ سیاسی آقای رجایی چیست؟در انتخابات پارسال جزء جریان فتنه !!!نبودندونیستند.از طرف دیگر به نظرم اصل مطلب ایشان در اواخر یادداشتشان آمده بود:چه بر سر ما آمده است که در این شرایط واقع شده ایم؟! 2-کماکان احساسم بر این است که اسلام و نظام بیشتر از ناحیۀمدعیان لطمه میخورد نه غیره.اگر نظرم درست باشد پس اضطرابهای آ.رجایی درک شدنی است. 3-من هم فکر می کنم بعد از صحبتهای رهبری دوستان اهمیّت قضیّه را جدا از مساءل جناحی ببینند.ولی این چه برخورد ناشایستی است که تا ایشان چیزی نگویند برخی،نظرات را تنها با عینک سیاست می بینند. یادمان نرود در اسلام،اصل فرهنگ واخلاق است وسیاست فقط ابزار است و وسیله.

با سلام نمی انم چه اصراری وجوددارد که گروهی که از اساس دین اسلام را نمی شناسند و کافر به خداوند عالم هستند زیرا تعصبات ابلهانه نفس خودرا مقدم بر اوامر او قرار می دهند مومن قلمداد گردند و مدام سعی شود آنها را به سیره ائمه اطهارو قران کریم ارجاع داد. چندی پیش در سایت قطعه 26 که توسط قدیانی پر میشود نیز تجلیل فراوان از فرد بی حیایی که جملات رکیکی به دختر آقای هاشمی گفته بودند شده بود. اهمیت موضوع آنجاست که ایشان نویسنده روزنامه کیهان است و این روزنامه تحت نظر رهبری است. پس از سخنان رهبری، ایشان بنابر گفته خودشان ولایت پذیری این مطالب را حذف کردند یعنی با خیالی آسوده کاری به کار حضرت سید المرسلین (ص) که فرمود لا دین لمن لا حیا له نداشتند. مسئو لیت بوجود آمدن این دین جدید مستقیما بر عهده علماییست که مصلحت جویی و عافیت طلبی را جایگزین عهد خود باسید شریف مدنی نمودند و در برابر بدعتها دم بر نیاوردند. نه با این گروه نمی توان به منطق اسلام احتجاج کرد باید آنهارا مجددا به اسلام دعوت کنیم واین وظیفه بیشتر بر عهده علماییست که تا حال سکوت کرده اند با آنکه مداحان معلوم الحال را بر منبر پیامبر دیده اند.

اینها با حمایت و سکوت معنادار و پشتیبانی رهبر به اینجا رسیدند. همانهایی راکه رهبر جوانان مخلص و مومن نام گذاشت. اما اگر از طیف مخالف بودند واااااااای به حال سران آنها. اگر یک نفر در آنطرف دنیا یک دستمال سبز به دستش میبندد باید سران فتنه جوابگو باشند اما اگر کسی به اسم رهبری به کس دیگری ناسزا بگوید ، فحش بدهد، تهمت بزند، افترا بزند ارتباطی به رهبری ندارد. وای اگر از پس امروز بود فردایی