آینده جهان

 به ما اگر بگویند یک ستاره عظیم در فضا در حرکت است و تا شش ماه دیگر به مدار زمین می‏رسد و با زمین ما برخورد می‏کند و در یک لحظه زمین ما به یک توده خاکستر تبدیل‏ می‏شود باز هم با همه ایمان و اعتقادی که به پیش بینی‏های دانشمندان داریم‏ به خود ترس راه نمی‏دهیم، در ته دلمان یک نوع ایمان و اطمینانی هست که‏ بنا نیست بوستان بشریت که تازه شکفته است در اثرتندباد حوادث ویران‏ گردد.

 آری همانطوری که باور نمی‏کنیم زمین ما بوسیله یک ستاره، یک حادثه‏ جوی، نیست و نابود شود، باور نمی‏کنیم که بشریت بدست خود بشر و بوسیله‏ نیروهای مخربی که بدست بشر ساخته شده منهدم گردد. آری، ما به حکم یک‏ الهام معنوی که از مکتب انبیاء گرفته‏ایم باور نمی‏کنیم. دیگران چطور؟ آیا آنها هم باور نمی‏کنند؟ آیا همین اطمینان و خوشبینی‏ نسبت به آینده انسان و زمین و زندگی و تمدن و خوشبختی و بهروزی و عدالت‏ و آزادی در آنها وجود دارد؟ ابدا .

به آنها حق بدهیم که بدبین باشند. چرا بدبین نباشند؟ در دنیائی که‏ سرنوشتش بستگی پیدا کرده به دکمه‏ای که انسانی فشار دهد و پشت سرش‏ وسائل مخرب که قدرت آنها را خدا می داند به کار بیفتد، در دنیائی که‏ به راستی بر روی انباری از باروت قرار گرفته و جرقه‏ای کافی است که یک‏ حریق جهانی بوجود بیاورد ، چه جای خوش بینی به آینده است ؟

راسل در کتاب امیدهای نو می گوید: " زمان حاضر زمانی است که در آن حس حیرت توأم با ضعف و ناتوانی‏ همه را فرا گرفته است. می‏بینیم به طرف جنگی پیش می‏رویم که تقریبا هیچ کس خواهان آن نیست. جنگی که همه می‏دانیم قسمت اعظم نوع بشر را به دیار نیستی خواهد فرستاد و با وجود این مانند خرگوشی که در برابر مار افسون شده باشد خیره خیره به خطر نگاه می‏کنیم، بدون آنکه بدانیم برای‏ جلوگیری از آن چه باید کرد ؟"

هم او می‏گوید:  "دوره بوجود آمدن انسان نسبت به دوره تاریخی، طولانی، ولی نسبت به دوره‏های زمین شناسی، کوتاه است. تصور می‏کنند انسان یک‏ میلیون سال است که بوجود آمده، اشخاصی هستند و از آن جمله انیشتین که‏ به زعم آنها بسیار محتمل است که انسان دوره حیات خود را طی کرده باشد و در ظرف سنین معدودی موفق شود با مهارت شگرف علمی خود، خویشتن را نابود کند."

آری، یک نفر مادی مسلک می‏تواند این چنین فکر کند ولی یک نفر تربیت‏ شده در مکتب الهی این طور فکر نمی‏کند، او می‏گوید ممکن نیست که جهان‏ به دست چند نفر دیوانه ویران شود، او می‏گوید درست است که جهان بر سر پیچ خطر قرار گرفته است ولی خداوند همانطور که در گذشته البته در شعاع‏ کوچکتری این معجزه را نشان داده، بر سر پیچهای خطر بشر را یاری کرده و از آستین غیب، مصلح و منجی رسانده است.

... عمر جهان به پایان نرسیده است، هنوز اول کار است، دولتی مقرون‏ به عدل و عقل و حکمت و خیر و سعادت و سلامت و امنیت و رفاه و آسایش و وحدت عمومی و جهانی در انتظار بشریت است، دولتی که در آن دولت‏ حکومت با صالحین است و انتخاب اصلح به معنی واقعی در آن صورت خواهد گرفت . روز بهروزی خواهد رسید "و اشرقت الارض بنور ربها...".


همانطور که ظهورهای گذشته پس از سختی‏هائی بوده، قطعا این ظهور نیز پس از سختی ها و شدت‏ها خواهد بود. همیشه برقها در ظلمتها می جهد...

 امدادهای غیبی در زندگی بشر- استاد شهید مرتضی مطهری

پ.ن.1: در چند روز اخیر متاسفانه خبر درگذشت دو تن از خادمین قدیمی هیات مکتب الشهدا - آقای دکتر رجائی فر و آقای ریاحی - به گوشمان رسید و غم از دست دادن شان بر دلمان نشست. ضمن تقاضای مغفرت و رحمت برای این  عزیزان و درخواست استقامت برای خانواده های گرامی این دوستان هیئتی مان از خداوند متعال، بر آن شدیم که جهت شادی روح آن بزرگواران، بخشی از قرآن را تلاوت کرده و به ایشان هدیه نمائیم. دوستان علاقه مند نیز می توانند مشارکت خود را در همین جا درج کنند.

پ.ن2: رونمایی از کتاب "سفر شهادت" - گفتارهای عاشورایی امام موسی صدر - با حضور دکتر رجبی دوانی رروز  یک شنبه سوم دی ماه، ساعت 15:30 در موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر برگزار می شود.

/ 17 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاس

سلام نمیدونم داریم چیکار میکنیم و به کجا میریم اما امیدوارم بیراهه نباشه.و من به عنوان یه دوست نگران احوال دوستانم هستم.وقتی برای کوچکترین کار که تلاوت چند صفحه قرآنه وقت نداریم حتی برای کسانی که هم هیاتیمون که هم مسلکمون بودن همت چند ختم قرآن خوندن رو نداریم باید نگران بشیم

یاس

شاید پیش خودتون بگید بابا این بنده خدا هم دلش خوشه و چون هنوز سرگرم زندگی نشده یه چیزی میگه.اما خودتون خوب میدونید که اینها بهانه است وقتی توی اینترنت و دنیای مجازی ساعتها در حال چت کردن و اخبار و هزارتا چیز دیگه هستید آیا یک دهمش رو نمیتونید چند صفحه قرآن رو برای شادی روح دوستانتون بخونید آیا واقعا این کار زیادیه برا یه بچه هیاتی که ادعاش گوش فلک رو پر کرده

یاس

خیلی از ماها دچار سستی اراده شدیم میدونید چرا چون با وجود اینکه ما با خط هیات پیامک دادیم که به وبلاگ سر بزنید با وجود سر زدن اراده و حوصله ی نظر گذاشتن و تسلیت گفتن رو هم نداشتید.خیلی هامون هم وسیله رو هدف قرار دادیم و هدف واقعی رو فراموش کردیم و اونقدر غرق روزمرگی شدیم که...بگذریم

یاس

گاهی انسان وقتی یه نعمتی رو در کنار خودش داره قدرش رو نمیدونه چون به داشتنش عادت کرده و زمانی قدرش رو میفهمه که از ذستش بده به نظر من وجود جمع هیات و مخصوصا وجود افرادی که خیلی در حرکتمون به جلو نقش دارند و در این راه حتی از زنذگی شخصیشون هم دریغ نمیکنن یه نعمته.پس هیاتیا شما رو به خدا قسم میدم با غفلتتون این نعمت رو از دست ندید...

آشنا

کتاب «سفر شهادت» (گفتارهای عاشورایی امام موسی صدر) روز شنبه نهم دی 1391 در قم با حضور جمعی از فضلا و علاقه‌مندان به امام موسی صدر بررسی خواهد شد. به گزارش روابط عمومی مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، این نشست با حضور محمدجواد صاحبی و محمد اسفندیاری از اساتید و پژوهشگران حوزۀ دین و فرهنگ و نیز مترجمان کتاب، مهدی فرخیان و احمد ناظم برگزار خواهد شد. این نشست از ساعت 19 در مؤسسۀ فهیم قم، به آدرس قم، بلوار امین، بیست متری گلستان، کوچۀ 1، پلاک 15 برگزار خواهد شد و شرکت در آن برای علاقه‌مندان آزاد است.

علیرضا سیف اللهی

با سلام ضمن طلب مغفرت برای همه دوستان علی الخصوص دو بزرگواری که اخیرا درگذشته اند بنده تلاوت جزء 29 را تقبل میکنم شادی روحشان صلوات

اصغری

جناب یاس عزیز که اینقدر دغدغه مندانه دلتان برای بی تفاوت بودنها آتش گرفته!اجر دلسوختگی تان باحضرت حق که هیچ عملی حتی درحد آرزوداشتن برایش پنهان نمی ماند!واما بعد:دوست عزیز همه را به یک چوب نرانیدوتعجیل درقضاوت نکنید!درآن جلسه ی کذایی که تابستان با حضوربرخی دوستان هیاتی برگزارشد،پیشنهادبنده این بود که به جای پراکنده کاری وهرچندوقت ،پست نوشتن(که درجای خودمغتنم است)فراخوانی بدهید درهمین وبلاگ که دوستان قدیم وجدید درمورد هدفگذاری مجموعه فکرکنند ودریک همایشی علاقمندان،نظرات خودرا به صورتی مدون اعلام دارند.که قراراست چه کارکنیم وهدفمان چیست وبه چه چشم اندازی می اندیشیم؟ وبعد چه طرح هایی دررسیدن به آن هدف داریم ؟به نظرم این امر،بدیهی ترین چیزی است که درکارتشکیلاتی بایدلحاظ شود هرچندوقت گیر باشد بالاخره بدون نقشه ی راهنما که نمیشود درتاریکی و به صورت سلیقه ای راه افتاد ودلخوش به رسیدن به مقصد بود! لزومی هم ندارد که حتما همه یا بیشتر قدمای هیات باشند چون ممکن است برخی به هردلیلی تغییر عقیده داده باشند وصرف یک خاطره ی نوستالژیک داشتن ازانجمن اسلامی یا هیات،برای فعال بودن در دورجدید ،کفایت نمیکند.همانجا عرض کردم به ج

اصغری

همانجاعرض کردم به جای تصمیم گیری محدودچندنفره میتوان ازپتانسیل های گوناگون بچه ها بهره گرفت وکاری پرثمرترکرد.همه ی این تصدیعات،برای تشفی خاطر دوست خوب ودغدغه مندم" یاس" بودکه دوست عزیز!نظرنگذاشتن درپایین پستها،میتواند این دلایل راهم داشته باشد.به هرحال دراین وانفسای گرفتاریهای رنگارنگ "عصرجدید"،چاره ای جزاین نیست که کارها را اولویت بندی کنی واگرکار ی پراکنده وبی ثمر(به زعم بنده)به نظرت رسید،برای آن وقت نگذاری.این،اسمش بی تفاوتی نیست که عین عقلانی عمل کردن است!مویدباشید.

م.ن

هرکه باشی و به هرجا که رسی آخرین منزل هستی این است... باسلام برای این دو دوست خوب از خداوند رحمت و مغفرتش را طلب می کنم من نیز نیمه دوم جزء چهارم را به ایشان هدیه می کنم.

میثم

س ل ام ضمن طلب رحمت و مغفرت برای این دو عزیز، نیمه اول جزء 5 را قرائت خواهم کرد. انشاالله بعد از مرگ ما نیز عزیزانی باشند که با اهدای چنین هدایایی ما را یاد کنند