برای هیئت عزیز

شبیه پنجره ای بود روی یک دیوار
شبیه تنگ بلوری برای ماهی ها
که دست وحشی طوفان شکستش و اکنون
نشسته کوسه و خرچنگ ، جای ماهی ها

تمام خاک زمین ، یادمان نرفته هنوز
میان روضه که بودیم زیر پامان بود
و در اتاق سه در چار آسمانی آن
همیشه وقت دعا بود و وقت باران بود

میان آن همه خادم ، نمادهای خلوص
کنار آینه بودن چه حس خوبی داشت
و دست لطف امام عزیز آهوها
میان هیئت مان یاس و رازقی می کاشت

تمام چلچله ها خوبِ خوب می دانند
که سرو اگرچه دچار خزان شود، زنده ست
به ذهن ناقص طوفان، برو بگو از من
که مکتب الشهدا، تا ابد، ابد زنده ست

* شعر از ابوطالب صفدری/ از خادمین هییت مکتب الشهدا- رشته ی مهندسی ساخت و تولید- ورودی ٨۵

/ 3 نظر / 9 بازدید
میثم

س ل ا م آه از این کارهای خود کرده.

مهدی

زیر بارند درختان که تعلق دارند ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد ابوطالب ایوالله که همیشه گل میکاری تو شعر

ميثم رحماني

salam be abutaleb. be ghole khodet HAJI sheret kheili ghashang bud. vali age mishod khodet bekhunish ye lotfe digei dasht. albate man sai kardam hamuntor ke ghable ejraham tu marasemate heiat ba ham tamrin mikardim bekhunamesh!!!ama ...