گوسفندنامه

به نام خدا
سلام

پست همره ذیل را آقای نوازی(از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی و مولف کتاب "انفکاک تعقل از تدین" از منشورات هیئت مکتب الشهدا ) قلم زده‌اند. شاید موضوع این نوشته بی ربط به پست قبل (وقتی خداوند...) نباشد.

 این خبر مال چند وقت پیشه

"در شهرستان گاواش ترکیه، یک گله یک هزار و چهارصدوهشتاد ‪ راسی، یکی پس از دیگری به دنبال گوسفندی که به دلیل نامعلومی به دره پرت شد، خود را به دره پرت کرده و چهارصدوپنجاه راس گوسفند تلف شدند. بقیه گوسفندان فقط به این دلیل زنده ماندند که بر روی گوسفندان دیگر افتاده بودند."
شاید کسایی مثل من که چوپانی کردن این خبر رو به واسطه تجربشون راحت‌تر باور کنن.
یادمه دوران بچگی بارها این صحنه رو به چشم دیدم که وقتی یه تعدادی گوسفند به لب رودخانه یا جوبی می‌رسیدن اولش مقاومت می‌کردن رد‌شن. کنار آب صف می‌کشیدن و نمی‌پریدن. ولی رفته رفته فشار پشتی‌ها بیشتر می‌شد. کافی بود اولین گوسفند در اثر فشار یا حماقت بپره. بقیه مستقل از اینکه گوسفند اولی زندس یا مرده پشت سرش می‌رفتن.
حکایت اغلب ما آدمها حکایت همون گوسفنداس. پشت سر بقیه داریم می‌دویم بدون اینکه توجه کنیم اونایی که جلوتر از ما می‌دون به کجا رسیدن. اگه سر صبح یا عصر سوار متروی تهران بشین مسخ شدن آدما و پریدن گوسفندا رو مشاهده می‌کنین. به قول شریعتی بزرگترین داشته‌مان که همان روحیه عصیان و نه گفتن بوده رو فدا کرده‌ایم. کار می‌کنیم تا بخوریم و جای خواب داشته باشیم. می‌خوریم و می‌خوابیم تا فردا بتونیم کار کنیم. و این کار رو می‌کنیم چون بقیه هم همین جورین.
شاید اگه یکی از این گوسفندا با هلیکوپتری از بالا به رودخونه و بقیه گوسفندا نگاه می‌کرد از پریدن رفقاش تعجب می‌کرد.

ما چی؟ نگاهی از بالا به مسیر حرکت خودمون و دوروبری هامون می‌اندازیم؟

درست است که چند گوسفند زنده مانده اند. ولی مهم این است که این عمل، عملی گوسفندوار است. همانطور که در قرآن می‌فرماید: "اولئک کلانعام".

/ 8 نظر / 7 بازدید
سید حسن بازیار

سلام ممنون که خبر کردی استفاده کردیم [گل][گل] راستی تو وبلاگ من نظر ندادین

بابک فرهمند

كسي چه مي داند، شايد يكي از دلايل حضور چنين موجودي در قربانگاه اسماعيل رضوان الله عليه،همين روحيه مطيع باشد! مسخ انسانها نتيجه سركوب عقايد آزادي خواهانه آنهاست،بكار بردن چنين شيوه اي شايد براي كوتاه مدت، مطلوب سركوب گر باشد ولي عواقب وخيم بلند مدتي را در پي دارد كه از نفس سركوب، شوم تر خواهد بود.

علیرضا

جالب بود اولش بهم برخورد ولی وقتی خوندم دیدم که موضوعی نبود که قبلا نمیدونستم ولی مثل این که نیرویی ماورایی همه ما رو (بلانسبنت) به سمت گوسفند شدن میبره. هر کسی رو در یک جهتی هل میده فکر کنم یه راه حل این باشه که فکر کنیم اگه یه موقعی نخواهیم به این شیوه زندگی کنیم چه جوری زندگی میکنیم هر چی باشه مهم نیست مهم اینه که متفاوت باشه و راه مستقل باشه نه گوسفند وار...

عليرضا نقي زاده

راستش خيلي قبول ندارم نه خود مطلب رو نه مصداقش رو يه وقتي باشه بحث هم مي كنم.

م.ن.

سلام بزرگی از قول ادیبی می گفت: "آدمیان جون گله ای گوسفنداند و مرگ چونان گرگ یکی از گله را می گیرد و در برابر دیدگان دیگر گوسفندان می درد.اما شگفت اینست که دیگران با آسودگی و راحتی می چرند.آنان مشغول چرا هستند و از آنچه در انتظار آنان است و یا در آینده برایشان اندیشیده شده غافل اند!."

محمد

بازم علیرضا مخالفت کرد یکی نیست بگه توکه وقت نداری بحث کنی چرا قرار شو می زاری

محمد ابراهیم قربانی

با سلام آری به قول "مولانا ": خلق را تقلیدشان بر باد داد ای دو صد لعنت بر این تقلید باد.