شفا...

به نام خدا

 

شنیده ام که کسانی شبیه و شکل مرا

                                  کنار پنجره فولاد، می دهند شفا

 

/ 7 نظر / 8 بازدید
همت(کرمی)

السلام و علیک یا علی بن موسی الرضا ما(کرمی و خانم افتخاری)میخوایم 3شنبه خوذمون بیایم اگر برامون بلیط گرفتیذ و اگر براتون ممکن بوذ و کسی متقاضی بوذ بذیذ به کسه ذیگه و اگر نبوذ بلیط رو بذین به خوذم که 2 روز قبل از حرکت مرجوعش کنم ما برگشت رو اگر جمعه شب هست با ذوستان برمیگرذیم ممنون میشم خبر بذین از زحماتتون ممنون

بابک فرهمندشاد

تا صبح میزنیم تو سر و کله هم :) به یاد دوران خوش دانشگاه

بهرفتار

خوش به حالتون!!! ما رو هم یاد کنید![ناراحت] التماس دعا

حسین علی اکبرلو

با سلام و احترام به تمام مومنان دوران دانشگاهی در تبریز خیلی دلم می خواهد ضامن آهو را در ایام فاطمیه با زایرینی از مکتب شهدا باشم نمی دانم چه سری نهفته است، نمی توانم. دوست دارم با حاج آقا بحرینی باشم تا بگوید تا نمازم را به موقع نخوانده ام وارد استخر نمی شوم! دوست دارم با مهندس عزیزی باشم تا فقط بگوید: حسسسین! دوست دارم با آقای شاه محمدی باشم تا برود از نمازخانه اداره ای اجازه بگیرد و بگوید آقا اجازه هست ما در اینجا نماز بخوانیم؟ دوست دارم با آقای سلیمانی باشم تا در کلاس به من بگوید با خودکارت بازی نکن و روی تخت را ننویس که حرام است. دوست دارم با بابک بیات باشم تا یکبار دیگر به احسانی پدرش مهمان باشیم! می خواهم یکبار دیگر در برگه رایم بنویسم: نوازی دوست دارم بوسلیکی، فرهمند و همه را ببینم تا خاطراتم زنده شود. چه فکر می کردیم و چه شد. چه بحث های داشتیم نکند خدایا همه شان یاوه بودند یا ما یاوه شدند!!! یا خدایا لازمه زنده بودن، شهید شدن است! و من جزو مردگانم خبر ندارم! کم بنویس و آهسته کافیست. نمی دانم چرا نمی توانم؟ معذرت می خواهم.

بابک فرهمندشاد

چند مدت پیش در جلسه ای در نیروگاه اردبیل با مهندس علی اکبرلوی عزیز ملاقات داشتم، کوه به کوه نمیرسه تداعی شد :)

مرتضی دهقانی

سلام بزرگواران و دوستان سعادتی نصیبم شد که شما رو ببینم. دلم برای شبهای قدر و بچه های هیئت تنگ شده....

زائری

صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا ع لطف کنید ما بچه مدرسه ای دارها(!) رو هم دعا کنید. خوش به سعادتتون