به یاد پدر همه گروههای انقلاب

متن ذیل را آقای مقصود دیهمی(رشته اقتصاد ورودی سال ٨٣) از اعضای سابق انجمن اسلامی و خادمین هییت مکتب الشهدا به عنوان پست همره برایمان ارسال نموده اند.

سالها گذشته و هنوز در سوگ طالقانی، مجاهد نستوه، امید خلق ماتم گرفته‌ایم شیفتگان فکر او وا اسفاگویان از غم ایام می‌نالند و نمی‌دانند به کجا شکوه برند از شمال تا جنوب، ترک و بلوچ و کرد، فارس و لر و عرب در غم حسرت آن ابرمرد آزاده که آن گونه سرفراز همه را فرزندان عزیز خود می‌نامید واحسرتا می‌گویند. هنوز صدای گرم او پرخروش و شورافزا که دوستان را به وجد و طاغوتیان را به لرزه در می‌آورد، در گوش احرار و آزادگان طنین‌انداز است، صدائی که سالهای گذشته به یاد شهدای 17 شهریور در بهشت‌زهرا فریاد می‌زد که «رسالت اسلام و انقلاب برای آزادی است... ما هنوز هدف اسلام را تشخیص ندادیم همه می‌گوئیم انقلاب اسلامی، بپرسید هدف اسلام چیست؟ هنوز مشخص نشده اسلام چه می‌خواهد، منظور اسلام چیست. اگر هدف‌ها تشخیص داده شود، اگر راه به سوی هدف باز شود بسیاری از این درگیری‌ها تخفیف پیدا می‌کند.»


سال 1318 ـ مبارزه با دیکتاتوری رضاخان و گرفتاری و زندان به اتهام توهین به مقامات عالیه

شهریور 1320 به بعد ـ شروع به تفسیر قرآن و آموزش جوانان و شیفتگان حقیقت در داخل و خارج زندان

سال 1327 تا 1332 ـ شرکت در مبارزات ملت ایران علیه استعمار انگلیس در کنار دکتر محمد مصدق رهبر برگزیده ملت

سال 1332 ـ تاسیس «نهضت مقاومت ملی» همراه با سایر مبارزین راستین و دستگیری و زندان به خاطر ارتباط با فداییان اسلام

سال 1340 ـ تاسیس «نهضت آزادی ایران» به اتفاق برخی از یاران نهضت از جمله آقایان مهندس بازرگان و دکتر سحابی با ایدئولوژی اسلامی و هدف مبارزه مستقیم علیه استبداد و مظهر مزدور استمعار آن

سال 1341 ـ (اول بهمن قبل از رفراندوم کذایی) دستگیری و زندان همراه سایر سران نهضت آزادی و جبهه ملی و دانشجویان

سال 1342 تا 1343 ـ محکومیت 10 ساله در بیدادگاه شاه

سال 1350 (در پایان جشنهای 2500 ساله دیکتاتوری) تبعید به مدت 3 سال در زابل که بعداً به 18 ماه در بافت کرمان تبدیل شد.

سال 1354 ـ به اتهام اقدام علیه امنیت کشور و حمایت از سازمان مجاهدین خلق دستگیر و پس از 2 سال تحمل انواع ناراحتی‌ها و شکنجه‌ها به 10 سال زندان محکوم شد.

سال 1357 ـ آزادی از زندان بر اثر مبارزات پیگیر ملت ایران و فشار افکار عمومی جهان.

در ٢۵ اردیبهشت ١٣۴٠ پس از تأسیس نهضت آزادی ایران، در بیانیه‌ای که برای شرکت در صفوف نهضت خطاب به مردم صادر نمود نوشت: «کسانی که برای شنیدن هر ندای حقی کر و برای دیدن پرتو هر حقیقتی کور هستند، نه به خود رحم می‌کنند و نه به مردم. تا جایی که مملکت را در معرض طوفان حوادث و بر لب پرتگاه مخوفی قرار داده‌اند و به حمدالله جمعی که طی سالهای سخت، ثبات قدم و پاکی نیت خود را ابراز داشته و در برابر تهدید و محرومیت و زجر و زندان خود را نباخته‌اند... در این هنگام خطیر به تشکیل نهضت آزادی ایران قیام و اقدام نموده‌اند» و افزود «خداوند متعال به چنین جمع که در طریق خدمت مردم و تحقق آمال ملت می‌کوشند وعده رستگاری فرموده است».

 هم او بود که از میان روحانیون مبارز آن روز، جرأت تشکیل یک جمعیت سیاسی اسلامی مبارز یعنی نهضت آزادی ایران را با دو تن از استادان دانشگاه آن روز، برادران: بازرگان و سحابی که از بیست سال پیش آنان را مؤمنانی صادق و آگاه و شائق به اسلام و آگاهانی به علم و فرهنگ روز و از خودگذشتگانی بی‌ریا در مبارزه با جور و استبداد یافته بود، تأسیس کرد و منبعی برای تربیت و سازمان دادن جوانان و مجاهدان آگاه و صادق انقلابی اسلامی و ملجائی برای دشمنان ظلم و استبداد و آرزومندان عدالت و دموکراسی اسلامی پایه‌گذارد. او را با خدای قرآن و مکتب رسول خدا و ائمه اطهار پیمانی بود که بر سر این جهاد از پای نننشست و هر گونه ملاحظات شخصی و صنفی را به کناری نهاد و مبارزه با دستگاه استبداد و استعمار و استحمار را ادامه داد و نسلی از جوانان با ایمان و مجاهد را به جامعه عرضه کرد که همگی از مبانی و عناصر جنبش انقلابی اسلامی اخیر ایران گردیدند.

آیت‌الله طالقانی آزادمردی بود که بسیاری از صفاتی را که در طول سالهای سیاه استبداد، عموماً در محافل مذهبی اشاعه داشت ( از قبیل قشری بودن، سنت‌گرایی و مخالفت با هر پدیده نو و ...) از خود دور کرده بود. طالقانی روحانی انقلابی بود که انقلاب را از خود شروع کرد و از سنن صنفی خود. خصوصیت بارز آیت‌الله طالقانی در این بود که با دوستان و محیطش مبادله فکری می‌نمود. هیچگاه مسائل را به گونه‌ای جزمی و یکطرفه و «همین است که گفتم» مطرح نمی‌نمود.

طالقانی را  می توان پنجاه سال  تاریخ متحرک ایران نامیید.چه آن موقع که در زندان رضا شاه بود رهبری دکتر مصدق را قبول می کند با بازرگان پیوند می خورد در جبهه ملی دوم عضو شورای مرکزی بوده است آنگاه خودش بنیانگذار تشکیلات نهضت آزادی می شود با مجاهدین زندان می رود همه زندان ها را تجربه می کند تبعید می رود با همه آدم های سیاسی برخورد داشته به شورای انقلاب می آید در انقلاب نقش فعالی پیدا می کند و همه نیروها را هم تائید میی کند برای نمونه با وجود اختلافی که با رجوی و مارکسیست ها داشت ولی می گفت اینها انسان هستند مارکسیسم که ذاتی نیست عارضی است نظریه است دیدیم که پیش بینی اش هم درست در آمد و شوروی فرو پاشید می گفت تنها اختلافم با امام این است که امام نسبت به مارکسیستها حساس هستند من اینقدر حساسیت  ندارم.

نیاز به وجود طالقانی‌ها بیش از هر وقت دیگری احساس میشود. برای بارورکردن افکار و اندیشه‌های والای او در جهت تداوم واقعی انقلاب و آزادی با الهام از پیام او در بهشت‌زهرا بیائید با هم تجدید پیمان کنیم، «تجدید پیمان در مقابل هرگونه استبداد و استثمار و استعمار، تجدید پیمان برای آزادی بشر و همه مردم، تجدید پیمان کنیم برای پیاده کردن احکام عالیه اسلام، تجدید پیمان برای زنده کردن قرآن، زنده کردن احکام اسلام، زنده کردن قوانینی که بشر را باید زنده کند» بیائید به پاس خون شهیدان برای حفظ دست‌آوردهای آزادی‌بخش انقلاب دست بدست هم دهیم، بدبینی‌ها و بداندیشی‌ها را از دلها بزدائیم، اخوت اسلامی را زنده کنیم و از هرگونه تفرقه و نفاق و تشتت پرهیز نمائیم.

 

*توحید و تفرقه -لطف الله میثمی

*سالگرد آیت الله طالقانی 1385 دکتر یزدی

*سالگرد آیت الله طالقانی -کدیور

*طالقانی در آیینه گفتار و کردار

*روزنامه پیام مجاهد

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٠