عواقب استفاده از این سلاح خطرناک

مقدمه ای برای همیشه:
مدتی پیش یکی از دوستان اظهار نظری درباره وبلاگ جاری داشت که: « نگران فضای وبلاگتان هستم! چرا سیاسی؟! » یاد روزهای آغاز ورودم به انجمن اسلامی افتادم. در آن زمان عامل بزرگ شک و تردیدم برای ورود، سیاسی بودن ِاین مجموعه از یک طرف و عدم علاقه مندی خودم برای پیگیری بحث‌های این چنینی  از طرف دیگر بود. لذا با این تصمیم وارد مجموعه شدم که تنها به پیگیری دغدغه‌های فرهنگی بپردازم. اما در ادامه به نتیجه‌ای عینی رسیدم. به قول رضا امیرخانی: « درست که ما اهل سیاست نیستیم، امّا چیزهایی هست که بیش از آنچه سیاسی باشند، فرهنگی‌اند. فرهنگی که بایستی مادر سیاست باشد نه فرزند خواندۀ او.»


١.      بسیاری از کسانی که چندان با تشکیلِِ حکومت اسلامی میانۀ خوشی ندارند، بیش از برخی مدعیّان به این جملۀ مشهور اعتقاد دارند که « سیاستِ ما عین دیانتِ ماست.» امّا واقعا با توجه به دین‌داری کج و معوج و درب و داغانی که ما داریم چه سیاستی از آن نشأت خواهد گرفت؟ الله اکبر! و ببین اگر دیانتِ مردم بخواهد از چنین سیاستی متأثر شود چه خواهد شد!

٢.      چندی پیش سالگرد مرجع دانشمند و عالی‌قدر آیت الله بروجردی بود. بگذارید به بهانۀ این مناسبت جانمایۀ مطلب جاری را پرداختن به یکی از دل نگرانی‌های این عزیز قرار دهیم.
در سال 1331برخی از اعضای جمعیت فدائیان اسلام تقاضای ملاقات با این فقیه بزرگوار را می‌کنند که با برخورد سرد ایشان مواجه می‌شوند و ظاهرا ایشان آنها را به حضور نمی‌پذیرند. بعدها عده‌ای از بزرگان در مقام انتقاد می‌پرسند: چرا این افراد را که خواهان حکومت اسلامی هستند، نپذیرفتید؟
ایشان در جواب می‌گویند: « این آقایان می‌خواهند شاه را بردارند ولی امثال شما را به جای او بگذارند و اشکال بزرگِ این امر در این است که شاه با اسلحه و توپ و تفنگ به جان مردم می‌افتد. با این اسلحه می‌شود مقابله کرد. ولی اگر شما به جای او نشستید، اسلحۀ شما ایمان و اعتقادِ مردم است که به جان مردم می‌اندازید. با این اسلحه نمی‌توان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته می‌شود.»

٣.      در اخبار آمده بود: در شهر مذهبی مشهد 200 کلیسای خانگی شناسایی شده است. با یک حساب سرانگشتی می‌توان فهمید در این کشور چه خبر شده است! یکی از اعضای فریب خورده‌ی یکی از جریان‌های عرفان‌های نوظهور از رقم صدها هزار نفری مخاطبین این جریان در تبریز صحبت می‌کرد!

۴.      آیا کسی هست که دلش برای اسلام و نهضت اسلامی ایران بتپد ولی از خطراتی که می بیند نهراسد و از تهمت ها خوف به دل راه ندهد.

نگذاریم آقایان به دلمشغولی‌های سیاسی خود مشغول باشند و اسلام ...!

  
نویسنده : ; ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱