دربارۀ این جوان 20 سالۀ عزیز 1(حرف اوّل وآخر دراین کشور)

١.      سال 1369 بود و دانشگاه تبریز. عده‌ای از دانشجویان دغدغه‌مند مذهبی و بعضا رزمنده به قصد ترویج فرهنگ اهل بیت‌(ع) در بین قشر تأثیرگذار درآیندۀ کشور، تصمیم به تأسیس هیئتی در انجمن اسلامی دانشجویان نمودند به نام "هیئت مکتب الشهدای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی".


٢.      هر یک از رفقا به‌واسطۀ دوران دانشجویی خود به قدر کافی با این مجموعه آشنایی دارد؛ چه از بابت مراسم‌های مختلف دانشگاهی همچون ایام فاطمیۀ، محرم، صفر، رمضان و... تا برگزاری نمایشگاه‌های گوناگون (از جمله نمایشگاه‌های کم نظیر آل یاسین در سطح کشور)، اردوهای بزرگ زیارتی به مشهد مقدس، قم، جمکران و... سمینارهای متعدد مذهبی، اجتماعی، فرهنگی (همچون سمینار فاخر شهید آوینی) و... تدوین و تکثیرنشریات و گاهنامه‌های اخلاقی، فرهنگی و... (همچون کتاب انفکاک تعقّل از تدیّن)

٣.    از آنجایی که اکثر خادمین  این هیئت گرانقدر از دلسوزی وخلّاقیّت برخوردار بودند، می‌توان فهمید چه تأثیر شایسته‌ای در محیط دانشجویی خود داشته است. مخاطبین چند هزار نفری برخی برنامه‌های آن دور از انتظار نبود.

۴.   چند شب پیش پیامکی کوتاه و سوزناک دستم رسید: "روی درب هیئت نصب شده است: فکّ پلمپ پیگرد قانونی دارد. حراست"

۵.    علّت، نزد آقایان است و بس؛ در این فضا دیده‌ایم هر چیزی را می‌توان پیراهن عثمان کرد؛ چه واقعی باشد چه نباشد! از نظر نگارنده علّت چیزی نیست جز منتقد بودن خادمین هیئت از فضای کشور. و مگر این جرم کوچکی است؟!

۶.   شاید جملۀ ظریفی در این‌باره پر بی راه نباشدکه: این اتفاق نشانۀ خوبی است بر اینکه در این کشور حرف اوّل و آخر را سیاست می‌زند. اگر کسی موحّدِ مسلمانِ سالم هم که باشد کافی نیست. باید در سیاست هم خودی و هم‌سو باشد تا....
سیاست، تمام کشورهای کمونیستی دنیا (چین، روسیه، کرۀشمالی، کوبا، بلاروس، بولیوی و نیکاراگوئه و...) را دوستان ما کرده است. امّا مسلمان موحد مؤمن دلسوز را دشمنی چون یزید و شمر!!

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٤