آن‌ها بر باطل خود استوارترند تا ما بر حق خویش

به نام خدا
سلام

متن ذیل را آقای روح الله دیداری از فعالین انجمن اسلامی دانشجویان و خادمین هیئت مکتب الشهدا (رشته مکانیک ورودی ٧٩) ارسال نموده اند.

الف- برداشتی دیگر از فیلم دشمن ملت (محصول1998 ) داستان فیلم در مورد یک وکیل آمریکایی سیاهپوست است که به دلیل در اختیار داشتن یک نوار ویدیویی افشاگرانه تحت تعقیب سازمان امنیت داخلی آمریکا(NSA)  است. سازمان مذکور با کمک تکنولوژی پیشرفته (شنود مکالمات، دوربین‌های کنترل و ماهواره‌های ردیابی) عرصه را بر او تنگ می‌کنند . . . در قسمت‌های پایانی فیلم یک متخصص الکترونیک سفید پوست به کمک او می‌آید و در نهایت او را از مخمصه نجات می‌دهد.


در داستان روایت شده‌ی فوق محور اصلی، شخصیت سیاه پوست است و در اکثر صحنه‌ها تماشاگر قلبا خواستار موفقیت او در تعقیب و گریزها است. اما نکته اینجاست که در این فیلم نیز مانند بسیاری دیگر از فیلم‌های هالیوودی «شخصیتی سفید پوست» ناجی «شخصیت سیاه پوست» می‌شود. در واقع بدون هیچگونه اشاره مستقیم، برتری سفیدپوستان در ضمیر ناخودآگاه افراد جامعه القاء می‌شود چرا که دوران برده داری سنتی به پایان رسیده، و بخشی از جامعه سفیدپوست که دیگر نمی‌تواند با تحقیر و شکنجه دیگران عقده‌های نژادی خود را ارضاء کند با درک این تغییر شرایط به راه‌های نوینی برای ارضای خود دست یافته است. (در سرتاسر فیلم فوق هیچ خبری از رفتارها و یا تبلیغات
نژادپرستانه نیست و اتفاقا قهرمان اصلی داستان یک سیاهپوست است اما با ظرافت ویژه‌ای تفکرات نژادپرستانه به ضمیر ناخوداگاه افراد القاء می‌شود.)

ب- افرادی که از تماشای برخی فیلم‌های سینماهای آمریکا بیرون می‌آیند از فست فودهای شرکت مک دونالد استقبال بی نظیری به عمل می‌آورند. این مسئله مسئولان شرکت رقیب (KFC) را وادار به تحقیق می‌کند، چرا که تاکنون سابقه
نداشته است که شرکت متبوعشان از لحاظ فروش به این میزان از مک دونالد عقب بیفتد. نتیجه تحقیقات جالب است:
مسئولان مک دونالد طی قراردادی با برخی تهیه کنندگان فیلم‌ها اجازه می‌یابند که از هر 24 فریم ای که برای نمایش یک ثانیه از فیلم سینمایی استفاده می‌شود یک عدد را به نماد شرکت مک دونالد اختصاص دهند، به گونه‌ای که درهنگام نمایش فیلم به علت سرعت زیاد نمایش فریم‌ها اثری از نماد این شرکت دیده نمی‌شود اما همین روش با تاثیر بر ضمیر ناخودآگاه مخاطب، او را وادار می‌کند که به هنگام خروج از سالن سینما با پای خویش و به صورت ناخودآگاه به مک دونالد مراجعه کند و نه به فروشگاه‌های رقیب.
حقیقت این است که دوران تبلیغات مستقیم گذشته است و با افزایش هوش و نبوغ جوامع بشری، استفاده از روش‌های نوین تبلیغی برای تاثیرگذاری برآرا وافکارآنان امری غیر قابل اجتناب است.
حال مقایسه کنید روش‌های ظریف و مبتنی بر اصول روانشناسی فوق را با نصیحت‌های مستقیم و ناشیانه‌ای که امروزه در جامعه ما از طریق برخی تریبون‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و طرح‌های اجتماعی عجیب و غریب به افراد جامعه ارائه می‌شود.
ظریفی می‌گفت: « آن ها بر باطل خود استوارترند تا ما بر حق خویش!!!»

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٤