مهم تر از حجاب1(علامت عذاب عظیم)

به نام خدا
سلام

1. یک اصل منطقی در پرداختن به حل مسایل شخصی و معضلات اجتماعی این است که باید توجه بیشتر را به مساله‌ای داد که ریشه‌ای‌تر و ضریب اهمیت آن بیشتر است. بیان دیگر این اصل در دایره‌ی حل مشکلات جامعه‌ی مسلمین آن است که آن مواردی از معضلات که مربوط به هدف‌های اساسی اسلام است مقدم بر مسایلی است که مربوط به قشر و پوسته‌ی اسلام است. به راستی چه مسایلی جزء اصول اسلام است و کدام یک جزء ظواهر اسلام!؟ چقدر شناخت ما از اسلام باید عمیق و جامع باشد تا نظرمان در این باره پخته باشد!؟

2. کلام شجاعانه‌ی شهید مطهری ترمزی بر برخی ادعاها است:
« ما مسلمانان دعوت و ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر داریم. ولی چون هدف‌های اسلامی را نمی‌شناسیم، مخصوصا از هدف‌های بزرگ و اساسی و اصولی اسلام بی خبریم، از اسلام فقط با یک سلسله دستورهای ظاهری که مربوط به قشر اسلام است نه لبّ و مغز آن آشنایی داریم، هر وقت به فکر دعوت و ارشاد می‌افتیم ازحدود مسایلِِِ سادۀ اخلاقی و عبادی تجاوز نمی‌کنیم.»

3. هیچ دقت کرده‌اید آیۀ معروف قرآن دربارۀ امر به معروف و نهی از منکر« ولتکن منکم امت یدعون الی الخیر... » در چه زمینه‌ای طرح شده است؟ دو آیۀ پس و پیش آن چنین است:
« همگی به ریسمان خداوند چنگ زنید و پراکنده نشوید.» و « شما مانند دیگران نباشیدکه پس از آنکه آیات روشن الهی برای‌شان آمد دچار تفرقه و اختلاف شدند. برای چنین کسانی عذاب عظیم است.»
آیا غیر از این است که قرآن کریم می‌خواهد بفهماند باید از طریق دعوت به معروف و نهی از منکر این وحدت محفوظ بماند.
ادامه کلام شهید مطهری را ببین تا به ضریب اهمیت همدلی پی ببری:
«...یکی از هدف‌های بزرگ اسلام بلکه بزرگ‌ترین هدف اسلام در امور عملی، وحدت و اتفاق مسلمانان است. اولین وظیفۀ داعیان و ارشادکنندگان و آمران به معروف این است که در طریق وحدت مسلمانان بکوشند.»

4. و اگر تو نیز بپذیری که "مدارا برای حفظ وحدت و همدلی در برخی شرایط بیش از قیام‌های خونین، نیرو و قدرت و تملک نفس می‌خواهد" می‌پذیری که علی (ع) قهرمانِ ناشناختۀ این عرصه است. آن‌جا که در شورای 6 نفره پس از انتخابِ عثمان می‌فرماید:
« شما خوب می‌دانید من از همه برای خلافت شایسته‌ترم. به خدا سوگند مادامی که کار مسلمین رو به راه باشد و تنها بر من جور و جفا شده باشد مخالفتی نخواهم کرد.»
ودر جایی دیگر تصریح می‌کند که سکوت من پس از رحلت رسول اکرم حساب شده بود؛ من از دو راه، آن را که به مصلحت نزدیک بود انتخاب کردم:
« در اندیشه فرو رفتم که میان دو راه کدام را برگزینم؟ آیا با کوته دستی قیام کنم یا بر تاریکی‌ای کور صبر کنم، تاریکی‌ای که بزرگسال در آن فرتوت می‌شود و تازه سال پیر می‌گردد و مؤمن در تلاشی سخت تا آخرین نفس واقع می‌شود. دیدم صبر بر همین حالت ِطاقت فرسا عاقلانه‌تر است، پس صبر کردم در حالی که خاری در چشم واستخوانی در گلویم بود.»
شگفت نیست؟! به قول شهید مطهری: « مگر باور کردنی است که جوانی سی و سه ساله دورنگری و اخلاص را تاآن‌جا رسانده باشد و تا آن حد بر نفس خویش مسلط و نسبت به اسلام وفادار و فانی باشد که به خاطر اسلام راهی را انتخاب کند که پایانش محرومیت و خرد شدن خود اوست؟!»

و کیست که صدای علی(ع)و ندای او در دعوت به همدلی را بشنود و شیعه‌اش گردد؟

5. لذا تصور نگارنده این است که اگر خواندن کتاب « مسئله حجاب» شهید مطهری برای برخی مفید است، خواندن امثال کتاب« همه ما برادریم» نوشته‌ی محمد اسفندیاری برای بسیاری ضروری است.

  
نویسنده : ; ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٤