عملیات مرداب در انتخابات

به نام خدا
سلام

1. نمی‌دانم فیلم "عملیات مرداب" ساخته ی والتر هیل را دیده اید یا نه؟ در قسمتی از این فیلم دو دوست و هم‌سفر و هم‌رزم به دلیلی طبیعی با هم دچار اختلاف می‌شوند اما درعرض چند لحظه این اختلاف سر از زد وخورد و در نهایت کشته شدن یکی از آن دو در می‌آورد.
نکته‌ی عجیب در اینجا این است که نفرسومی که بیگانه و دشمن هر دو است به شدت تولید هیجان و احساسات می‌کند و طرفین را تشویق به ضرب و شتم می‌کند و در کل منشا غائله هموست.

2. مخاطب این مقال کسی نیست که به تجربه این جمله‌ی شهید مطهری را درنیافته باشد: " اختلاف فکری و نظری در جامعه‌ها با همه‌ی وحدت‌ها واتفاق‌ها در اصول فکری لابد منه است." یعنی ما در زندگی خانوادگی (با پدر و مادر و همسر)، زندگی دوستانه و زندگی اجتماعی قطعا دچار اختلاف نظر خواهیم بود. اما سرانجام این اختلافات از دو حالت خارج نیست؛ به تعبیر شهید مطهری " تا آنجا که مبنا و ریشه‌ی اختلافات، طرز استنباط‌ها باشد نه غرض‌ها, مفید هم هست. یعنی موجب تحرک و تجسس و بحث وکاوش وپیشرفت است. آری آنجا که اختلافات با تعصبات و جانبداری‌ها و گرایش‌های بی منطق احساساتی توام گردد و مساعی افراد به جای اینکه صرف در اصلاح روش خود بشود صرف تحقیر و تهمت و افترا به رقیب می‌شود موجب بدبختی است."

3. اما مطلب به همین سادگی نیست! طرفی سوم و قوی و پنهان و دشمنی قسم خورده به عزت خداوند، در این میان وجود دارد که اختلافات را با هیجان خاصی به حالت دوم می‌کشاند. لذا خداوند آگاه به اسرار می‌فرماید: " به بندگانم بگو: سخنی بگویند که بهترین باشد؛ چرا که شیطان به وسیله‌ی سخنان ناروا میان آنها فتنه و فساد می‌کند. زیرا شیطان پیوسته دشمنی آشکار برای انسان است."
وقتی رابطه‌ی انسان با برادر ایمانیش گل‌آلود شد، شیطان در گام بعدی با وسوسه دیدگاه او را نسبت به برادرش منفی می‌کند به طوری که اگر در شرایط عادی بود هرگز چنین افکاری به قلبش خطور نمی‌کرد.

4. بزرگترین ابزار ابلیس برای تحریک ما چیست؟ همان چیزی است که عقل را از کار می‌اندازد و کنترل انسان را به هم می‌زند و سرمنشا ناسزاها، تهمت‌ها، دروغ‌ها، آبروریختن‌ها، ستم‌ها و ... است. بله؛ خشم و غضب.
فراموش کرده‌ایم که علی(ع) فرمود: از خشم بپرهیز که آن، سپاهی بزرگ از سپاهیان ابلیس است.

5. به‌راستی چه چیزی می‌تواند ما را از مسیر یک سال اخیر به سمت بدبختی نجات دهد و ما را برگرداندمان. من چاره را در توجه تام به طرف سوم اختلافات و تمرین برای "بهشتی شدن" می‌بینم.
"شهید بهشتی وقتی در جلسه‌ای یا در یک خطابه یا یک بحث خصوصی دو نفره با نظر مخالف یا معترضی مواجه می‌شدند، با کمال متانت و صبر و حوصله‌ای کم نظیر، سکوت می‌کردند تا طرف مقابل مطلب خودش را با فراغت بیان کند. بعد ازشنیدن دقیق نظر او، اگر آن مطلب را حق می‌یافتند تسلیم می‌شدند و الا با منطق و بسیار مودبانه جواب می‌دادند.
نکته‌ی بسیار مهم این بود که ایشان این روش را بدون خسته شدن ادامه می‌دادند و حتی در مواردی که طرف مقابل حرف‌های بدیهی البطلان یا اهانت آمیز به زبان می‌آورد، از جاده‌ی اخلاق خارج نمی‌شدند و حوصله به خرج می‌دادند تا به نتیجه برسند.
این شیوه‌ی بسیار پسندیده را شهید بهشتی حتی در گفتگو و بحث با جوان‌ها و نوجوان‌ها هم به کار می‌بردند و اوج مقام علمی و فکری‌شان هرگز مانع چنین تواضعی نمی‌شد. این درس را ما یاد می‌گرفتیم که اگر کسی در مقابل ما حرفی زد که آن‌را قبول نداریم صبر کنیم حرفش را بزند بعد که تمام شد در نهایت ادب و متانت جوابش را بدهیم و اگر قبول نکرد با او دعوا نکنیم. "

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٠